آب از سرش گذشت
عبارت «آب از سرش گذشت» یکی از ضربالمثلهای پرکاربرد در زبان فارسی است که برای توصیف شرایطی به کار میرود که فرد در موقعیت دشوار یا بحرانی قرار گرفته و دیگر امیدی به بهبود وضعیت یا جلوگیری از آسیب بیشتر ندارد. در واقع، وقتی کسی از تمام مرزهای تحمل یا توانایی عبور میکند، گویی در میان سیلابی گرفتار شده که سطح آب از سر او فراتر رفته است.
این مثل که ریشه در زندگی روزمره و مفاهیم استعاری دارد، به خوبی بیانگر حالتی است که فرد پس از مواجهه با مشکلات پیدرپی، دیگر ترسی از اتفاقات بعدی ندارد. در چنین شرایطی، فرد با پذیرش شکست یا وضعیت موجود، به نوعی بیخیالی یا تسلیم دست مییابد؛ چرا که معتقد است دیگر بدتر از این نمیشود و در اصطلاح، وقتی آب از سر گذشت، چه یک وجب و چه صد وجب، تفاوتی در اصل ماجرا نخواهد داشت.