جسته و گریخته
واژه جسته و گریخته در زبان فارسی به انجام کاری به صورت ناپیوسته، نامنظم و در فاصلههای زمانی نامعلوم اشاره دارد. این اصطلاح زمانی به کار میرود که امری به جای آنکه به شکلی مرتب و مداوم پیگیری شود، به طور مقطعی و با وقفه انجام میگیرد.
در ادبیات و گفتارهای روزمره، این ترکیب زیبا بیانگر حرکتی است که همانند جستن و گریختن، پاتوق ثابتی ندارد و هر بار در نقطهای ظاهر میشود. برای مثال، مطالعه کردن یا یادگیری یک مهارت به صورت جسته و گریخته، به معنای مرور مطالب در اوقات فراغت و بدون داشتن یک برنامه انضباطی سخت است.
این قبیل اصطلاحات توصیفی جایگاه ویژهای در معماها، بازیهای واژگانی و جدولهای کلمات متقاطع دارند و طراحان جدول معمولاً برای سنجش دایره واژگان کاربران، از چنین کلماتی بهره میبرند تا پویایی زبان فارسی را به نمایش بگذارند.